ما زنان زمینی

دخترک بی حال و بی رمق دراز کشیده و تلویزیون تماشا می کند. من در آشپرخانه می پلکم و زنانگی می کنم. چشمم می خورد به رنگ های تند و زنده ای که روی تصویر تلویزیون عوض می شوند. برنامه ای که پخش می شود مستندی است درباره ی کره زمین. همانطور ایستاده در درگاه آشپزخانه مات جادوی تصاویر می شوم. گوینده ی مرد از زمین حرف می زند. از انتظاری که گاه میلیاردها سال طول می کشد تا تغییر کوچکی اتفاق بیفتد. از تعادلی که بین همه ی ذراتش وجود دارد.از مهربانی و سخاوتش برای زندگی بخشیدن به  همه ی موجودات. اما همین زمین آرام و صبور هم گاهی طاقتش طاق می شود و روزنه هایی می خواهد برای بیرون کردن فشارهایی که دلش را آزرده اند. بعد از آتشفشان، دوباره زمین همان صبور درون گرای سخاوتمند می شود. همان مامن مطمئن همیشگی که برای میلیاردها سال زندگی ذوق و شوق دارد...

/ 0 نظر / 15 بازدید