خونه تکونی

تا همین دو هفته پیش با خودم فکر میکردم امسال چقدر بی انگیزه و بی حوصله ام برای خونه تکونی و قرارم با خودم این بود که به همون نظافت هفتگی همیشگی رضایت بدم...اما حالا بعد از یک هفته بدو بدو و خستگی نشسته ام روی مبل تکی کنار سالن خونه جدید که کلی پنجره آفتاب گیر داره و چند تا درخت کاج توی همسایگیش که میتونه منو ساعت های طولانی سرگرم کنه با تماشای کلاغ هایی که اینروزها سرخوشانه مشغول ساختن لونه جدیدن...

                                           **************

به مادر قول داده بودم برای نظافت خونه و پختن شیرینی عید حتما میرم کمکش و گفته بودم دل نگران هیچ چیزی نباشه ولی جابجایی ناگهانی خونه همه برنامه ریزی ها رو به هم ریخت.از طرفی خونه و زندگی روی هوا بود و باید به خاطر ماه کوچولوها زودتر سر و سامون میگرفت،از طرفی هم خیالم بابت مادر و خونه تکونی عیدش ناراحت بود.تا پریروز که همسر پیشنهاد داد خودش پیش بچه ها بمونه و من تنهایی برم ساوه.اونروز تا عصر  با کمک خوهرزاده هام بیشتر کارها انجام شد و فقط مونده بود صورت مادر رو اصلاح کنم. کاری که سالهاست به عهده منه و چقدر هم برام لذت بخشه وقتی زل میزنم به پوست روشنش و چشمهای خاکستری مهربونش و دقایق طولانی نفسهاش گره میخوره با نفسهای من...اونروز حس کردم مادر خیلی سرحال تر شده و بعد از گذشت سالها از رفتن پدر داره کمی مشتاقانه تر به اومدن سال نو نگاه میکنه...

                                           ***************

سالی که گذشت برای من یکی از بحرانی ترین سالهای عمرم بود.پر از تصمیم و تردید و اشک و دلتنگی...اینروزها اما باورم اینه که دست مهربونی مراقب همه لحظه هامه و اگه لازم بدونه علیرغم مقاومت و مخالفت من اساسی تکونم میده درست مثل همین جابجایی غیرمنتظره آخر سال...

                                            *************

                                              سال نو مبارک

/ 10 نظر / 3 بازدید
ایمان آرزه

سلام بزرگوار. از تارنمای زیباتون کوتاه،مختصر و مفید دیدن کردم. با سلیقه اید اما هنوزم میشه بهتر بشید. اگر وقت داشتید و سلیقتون گرفت خوشحال می شم به دست نوشته های این حقیر سری بزنید و نظر زیباتون رو ثبت کنید. ضمنا! یادتون نره! تو نظرسنجی هم حتما شرکت کنید. ***پیشاپیش عیدتون مبارک*** عزیز باشید.

ali

دوستان عزیز و سروران گرامی سال نو رو از جانب خودم به شما و خانواده های محترمتون تبریک میگم...امیدوارم سالی پر از نشاط همراه با سورپرایزهای عالی داشته باشید ..روح و جسمی سالم و پرشور رو براتون آرزومندم...

معصومه

سلام نلیووووو فر جان سال نو مبارک عزیزم. ایشالا سال خوبی کنار بچه هات و همسرت داشته باشی.

صبا

مبارکت باشه..هم سال نو...هم خونه ی جدید...هم همه ی حس و حالی که بهار قطعآ برات به ارمغان میاره[قلب][ماچ]

لاله

سلام نیلوی عزیزم چقدر دلم برات تنگ شده بود ... [ماچ][قلب] برات بهترین آرزوها رو دارم توی سال نو ... در کنار تو و خانواده مهربون و دوست داشتنی ت ... براتون زیباترینها رو میخوام ... راس همه آرزوهای خوب: سلامتی و شادی و رضایت و آرامش ... شاد باشی و نوشته های 91 ت رو بنوشیم ...

حباب

سال نو مبارک بانو! ساوه؟! مادربزرگ و پدربزرگ مادری منم اونجان که[نیشخند]

صبا

فکر نمیکنی زمان دوباره نوشتن رسیده باشه بانوو؟؟؟

لیلا وکارن

خسته نباشید ...واقعا خونه تکونی تبدیل شد به اسباب کشی؟ مبارکه منزل نو امیدوارم دیگه از اون کتابخونه ها نداشته باشه که بیفته روی تلویزیون!!! سال خوبی رو شروع کنی .... راستی مامان منم طبق یه رسم قدیمی همیشه شیرینی عید رو خودش درست می کرد بهت گفتم که دبیر ریاضی بود و خیلی برای این کارا وقت نداشت اما هر سال شیرین عید میس نمی شد تا اینکه 7-8 سالیه به خاطر مشغله و نگهداری از مادر بزرگم دیگه نمی تونه این کار رو بکنه و منم سه چهار سال اول ازدواجم براش می ژختم و می بردم اما بعد بارداری و بچه داری منم از این عادت انداخت ...

محمد گائینی

درووود بر نیلوفر عزیز ممنونم از محبت همیشگیت امیدوارم روزهای قشنگی پیش رو داشته باشی دلم برای کوچولوهای نازنینت تنگ شده مراقبشون باش

خروس بي محل

عيد تون مبارك باشه مجددا.....نوروز حتما خوش گذشته خونه مامان بزرگ نه؟ مثل عشاير هم كه قشلاق و ييلاق ميكنيد.. شما همش خونه عوض ميكنيد[سوال]خونه جديد اگر بزرگ تره چند تا مرغ و خروس هم نگه داري كن...[لبخند] ايام تعطيلات حتما ماهواره ها حسابي بازي و شادي كردن و حياط خونه مامان بزرگ غرق شيطنت و بازيگوشي و خرابكاري بوده..[لبخند][هورا]...... اميدواريم امسال هم بتونيد حسابي با مامان پنگول و مامان ماكاروني و ساير دوستان برين كوه و كوهنوردي[لبخند][خداحافظ]