بعد از یک هفته دوباره سجاده ام پهن شد گوشه اتاق. نمیدونم حکمتش چیه که خانمها یک هفته از هر ماه رو نمیتونند با خدا حرف بزنند.امروز وسط نماز ظهر و عصر داشتم به ذکرهایی که توی رکعت سوم و چهارم خونده میشه فکر میکردم.به اینکه همه این ذکرها تسبیح خداونده و اعتراف به خوبی و پاکی بی حدش.سوره حمد رو همیشه دوست داشته ام.ایاک نعبد و ایاک نستعین دعای همیشگیم بوده و اهدنا الصراط المستقیم آرزوم. دعای قنوت رو هم همیشه با خلوص خونده ام اما رکعت سوم و چهارم بیشتر وقتها حواسم پرت شده به همه حواس پرتی های معمولم.جالبه که از هفده رکعت نمازهای روزانه فقط توی هفت رکعت این ذکر خونده میشه و وقت سفر هم که نماز شکسته است این ذکر به طور کامل حذف میشه. نمیدونم شاید خدا نخواسته بنده هاش زیاد قربون صدقه اش بروند.خدایی که برای عشق ورزیدن لایق ترینه.

پی نوشت: قربونت برم خدا جونم که مهربونیت کم نمیشه.که هیچوقت آدمو تنها نمیذاری. که هر چقدر هم ما بد باشیم تو خوب مطلقی.خدا جونم هیچوقت گمم نکن.