ما آدم های حاشیه ای هستیم.آدم های فرعی.زن های فرعی که به تمیز بودن آشپزخونه و توالتمون و پر بودن فریزر و یخچالمون اهمیت بیشتری میدیم تا دغدغه های عاطفی خودمون و عزیزانمون. مردهای فرعی که معیشت برامون از هر چیز دیگه مهمتره .حتی مهمتراز دلتنگی کسانی که مسوول تامین معاششون هستیم. ما مسلمون های فرعی هستیم. مسلمون هایی که نماز میخونیم، روزه میگیریم، هر چقدر بتونیم حج میریم، خمس و زکات میدیم،انفاق میکنیم، تازگی ها یادمون هم داده اند که امر به معروف و نهی از منکر هم بکنیم و ...ما فروع دین رو خوب بلدیم و رعایت هم می کنیم چون برامون راحت تره. چون همیشه فرع بودن و توی حاشیه بودن کم دردسرتره. ساده تره. اما اصل بودن بیشتر وقتها سخته. خیلی سخت. ما توی اصول دینمون توی همون اصل اول موندیم و هنوز نتونستیم بریم سراغ اصل دوم و سوم. سراغ معاد و عدل که گاهی حتی به بودنشون هم شک میکنیم. شک به چیزی که از فهممون خیلی بالاتره و ما  با همه قدرتمون در مقابلشون فقط میتونیم عجزمون رو اعتراف کنیم.

                                            ***************

حمیده، دوست مهربون و معصوم ما امروز دنیا رو با همه درد و رنجش ترک کرد و رفت. چند روز پیش که خبر بد شدن حالش رو شنیدیم حال ما هم بد بود.خیلی بد...من تمام این چند روز رو توی رختخواب بودم و سرگیجه و سردرد و ...نه آمپول تقویتی و سرم فایده ای داشت و نه مهربونی کردن های همسر و دوستان...اما الان دلم میخواد به حقیقت معاد فکر کنم و عدلی که باید باشه و همه چیزهایی رو که توی این دنیا از حمیده دریغ کرد توی یه دنیای واقعی تر و بهتر بهش هدیه کنه...

                                         ****************

حمیده عزیز ما!

مطمئن باش هر بار که بهت فکر کنیم و هر بار که صدای مهربونت توی گوشمون بپیچه دلمون آتیش میگیره و  دلتنگت میشیم. برات دعا میکنیم و روح پاکت رو میسپریم به خدایی که مهربون ترینه...