برای گذرنامه جدید باید عکس میگرفتم.وقتی به عکاس گفتم نمیخوام عکس رو رتوش کنه با تعجب پرسید که مطمئنم؟بهش نگفتم سالهاست مطمئنم دلم نمیخواد عکسهام رتوش بشه.برام مهم نیست عکسم کنار عکس پنج سال قبلم احساس پیری کنه.مهم نیست برام خطوط کنار چشمام دارن عمیق تر میشن و حتی کرم پودر گرونقیمت آلمانی هم نمیتونه قایمشون کنه.پیری ترسناک نیست.غم انگیز هم نیست.همه ترس و غصه من برای اینهمه دلتنگی و بیقراریه که هیچ جوری به سن و سال من نمیان و هیچ رقمه نمیشه جمعشون کرد با اینهمه بزرگسالی...

                           ******************************     

برای چندمین باره که دارم مینویسم و پاک میکنم...چقدر سخته برای تو نوشتن و از دلتنگی گفتن...میدونم این اشک ها بیخودی دارن تقلا میکنن برای سرریز شدن...میدونم اینهمه بغض،الکی کنج همه لحظه هام زانو به بغل نشسته ان...میدونی توی دلم چقدر دوست داشتنت ته نشین شده...فقط کمی تکونم بده مهربون بخشنده دانای شنوا...