منظره یه روز برفی زیبا اونقدر جذاب هست که بی خیال خستگی بشم و ظهر به محض تعطیل شدن مدرسه و برگشتن به خونه بچه ها رو شال و کلاه کنم برای یه گردش شاد زمستونی و بعد یه فوتبال سه نفره پر از سر و صدا توی پارکینگ خونه که در نبود  همسایه های خوبمون شده ملک اختصاصی ما...بودن کنار بچه ها و تماشای چشمای معصومشون که توش شادی و قدرشناسی موج میزنه هدیه امروز منه از طرف خدای مهربونی که خیلی حوصله به خرج میده در برابر سرکشی های دل بی قرار منچشمکلبخند

                                             *************

از نظر من یه خونه ایده آل خونه ایه که توی فریزرش همیشه حبوبات خیس خورده و سبزی آش تازه موجود باشه برای وقتی که توی یه بعداظهر سرد زمستونی هوس آش میکنی هیچ کم و کسری نداشته  باشی...امروز سبزی آش و کرفس تازه خریده ام برای این چند روز تعطیل که بنا به دستور همسر قراره خونه بمونیم تا این دخترک خل و چل کمی به درس و مشقش برسه و روزی هزار بار غر نزنه که چرا آخه زبان خوندن من به اون خوبی که دلم میخواد پیش نمیره؟نگرانناراحت

                                          *************

اینروزها خیلی شبیهم به یه جفت صندل سیاه زنانه که مدام پا به پا میشن برای قدم زدن رو حاشیه روشن یه اتفاق دوست داشتنی، ولی درست همون لحظه آخر انگار دل رفتنشون لنگ بزنه می ایستن به مدارا...تا چه پیش آید و مقدرات دست به کار چه سرنوشتی باشن...